
خفته بوديم و شعاع آفتاب
بر سراپامان بنرمي ميخزيد
روي كشي هاي ايوان دست نور
سايه هامان را شتابان ميكشيد
موج رنگين افق پايان نداشت
آسمان از عطر روز آكنده بود
گرد ما گويي حرير ابرها
پرده اي نيلوفري افكنده بود
دوستت دارم خموش خسته جان
باز هم لغزيد بر لبهاي من
ليك گويي در سكوت نيمروز
گم شد از بي حاصلي آواي من
ناله كردم : آفتاب ...اي آفتاب
بر گل خشكيده اي ديگر متاب
تشنه لب بوديم و او ما را فريفت
دركوير زندگاني چون سراب
در خطوط چهره اش نا گه خزيد
سايه هاي حسرت پنهان او
چنگ زد خورشيد بر گيسوي من
آسمان لغزيد در چشمان او
آه ... كاش آن لحظه پاياني نداشت
در غم هم محو و رسوا ميشديم
كاش با خورشيد مي آميختيم
كاش همرنگ افقها مي شديم

از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته
برای گم کردن خویش
رها شدن از کم و بیش
برای در خود گم شدن
جدا از این مردم شدن
بهانه ی گریه می خوام
بهانه ی فریاد زدن
بیا تو باش ای مهربان
بهانه ی گریه ی من
از روزگار دلم گرفته
ازاین تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته
از من دیگه هیچی نمونده
یه قصه ام صد باره خونده
امروز هوا هوای گریه س
گونه هامو بارون پوشونده
ابر غمم بارون نمی شه
درد سکوت درمون نمی شه
بخون برام از پشت شیشه
درد سکوت درمون نمی شه
از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته
بدان که عشق سه قدم است:اول قدم کشش،دوم قدم کوشش،سوم قدم کُشش.
از این سه،دو تا اختیاری است،یکی اضطراری است.
در قدم اول هم صفت مار باید بود که بی پای بپوید و بی دست بجوید.
در قدم دوم هم صفت مور باید بود که چون داعیه ی عشقش در کار کشد بی دست تن بار کشد
و در قدم سوم که خود نه قدم اختیاری است بلکه قدم اضطراری است که سلطان عشق متهم
نیست و خون عاشق محترم نه.



راستی روز معلم مبارک.

مرگ تنها برای کسانی زیباست که زیبا زندگی کرده اند! از زندگی نهراسیده اند شهامت زندگی کردن را داشته اند! کسانی که عشق ورزیده اند دست افشانده اند و زندگی را جشن گرفته اند ! پس هر لحظه را به گونه ای زندگی کن که گویی واپسین لحظه است و کسی چه میداند ؟ شاید آخرین لحظه باشد! به یاداونایی که رفتن!
البته قرار نبود چیزای غمگین تو وبلاگمون باشه ولی...
من قبلا هم گفته بودم که از کارای شما استقبال میکنم به خاطر همینم ایدی خودم توی وب گذاشتم الانم اوضاع فرقی نکرده (مرد تنهای شب) من منتظر شعرای خوبت هستم که اونا رو توی وبم بذارم از این که این قدر هم وبلاگ با دقت خوندی ممنونم شما می تونید شعراتون رو یا به ایدی بفرستید یا این که اونا رو تو قسمت نظرات وبلاگ بذارین
قربان شما نیلوفر![]()
زندگی همیشه بهار نیست. گاهی ابر خزان بر ان سایبان می افکند و دست روزگار بی وفا با وفاترین یارها را از هم جدا می کند.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گرچه از فرط غرور
اشکم از دیده نریخت
بعد تو لیک پس از آن همه سال
کس ندیده به لبم خنده هنوز
دلم از مهر تو آکنده هنوز
سلام به تمام دوستاي عزيز اميد وارم تا اينجا از ديدن وبلاگ شاد و باطراوت ما لذت برده باشين و اميد وارم ديدن اين وبلاگ براي شما فايده داشته باشه منو نيلوفر تو برنامه هاي آيندمون تصميم گرفتيم با توجه به نظر يكي از عزيزان وبلاگ خودمونو شادتر كنيم واين كار و با اين اميد انجام مي ديم كه با رضايت شما كار خودمونو ادامه بديم و بتونيم كمكي باشيم كه اگه مشكلي براتون پيش اومده اون مشكل و راحت تر حل كنيد و فرداتونو با اميد آغاز كنيد بايد بگم كه جاي آدماي افسرده تو اين وبلاگ نيست من و نيلوفر عزيز هر كاري از دستمون بر بياد براي دوستان خوبي مثل شما انجام مي ديم
به قول سهراب:تا شقايق هست زندگي بايد كرد. ![]()
چند وقت پیش یکی از دوستان اسم (ما چند نفر) رو خواسته بود حالا منم می خوام جواب بدم:
اسم من نیلوفر با یکی از دوستام که اسم اون ژیلا ست این وبلاگو درست کردیم هر دو مون
اهل تهرانیم و متولد سال ۱۳۷۰ هستیم در ضمن هر دو مونم طرفدار پرسپولیس هستیم
دیگه فکر نکنم چیزی مونده باشه.
دوستون دارم و با بای.
آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان میندیشم
که همین
دوست داشتن زیباست.
فروغ فرخزاد.